علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

54

تاريخ بيهق ( فارسى )

باب در ذكر خاندانهاى قديم و شريف درين ناحيت ذكر خاندان شرف - و آن خاندان نبوت است - درين كتاب مقصود نيست ، چه كتابى جداگانه در آن باب حسبت را تصنيف افتاده است و آن را كتاب لباب الانساب و القاب الاعقاب نام نهاده‌ام دو مجلد نصفى ، و در آن كتاب آنچه تعلق بذكر شرف و تفاصيل نسب هر يكى و مفاخر ايشان داشت بيان كرده آمده است به مقدار توانش و دانش ، و فوق « 1 » كل ذى علم عليم . كرام لهم علم و جاه و رفعة * و لا جزر « 2 » فى بحر الزمان لمدهم و قد كبروا عن طوق مدحى و منطقى * ا امدح من جبريل مادح جدهم هر آن كس كه جدش محمد بود * جهان را ازو عز سرمد بود اگر سازد از قدر انگشترى * نگينش نشايد مگر مشترى خاندان سادات بيهق اقر اللّه تعالى بهم عيون جدهم و ابيهم و امهم يوم القيامة درين ناحيت سادات متوطن نبوده‌اند « 3 » و بيشتر از نيشابور و غير آن با اين « 4 » ناحيت انتقال كرده‌اند « 5 » ، و اول علوى كه با اين ناحيت انتقال كرد السيد الزاهد ابو الحسن محمد بن ابى منصور ظفر بن محمد بن احمد « 6 » زبارة الغازى بود ، و او را پلاس پوش گفتندى « 7 » كه پلاس داشتى ، و او در نواحى مزينان متوطن شد ، و او را دو پسر بود ، ابو سعيد زيد ، و ابو على احمد ، و ازيشان اولاد و اعقاب بودند سادات علما صلحا ، معيشت از مال « 8 » مشروع ساختندى ، و با سلاطين و اموال ايشان « 9 » هيچ گستاخى نكردندى ، و از آن رهط در پاى ناحيت بعضى مانده‌اند ، و

--> ( 1 ) و آيهء فوق . ( 2 ) نص ، و لا حرز . ( 3 ) نص ، نبودند . ( 4 ) به اين . ( 5 ) نص ، كردند . ( 6 ) احمد بن محمد . ( 7 ) گفتند . ( 8 ) و معيشت از وجه . ( 9 ) و سلاطين با اموال ايشان .